سلام
بعد از ۷ ماه و ۳روز دوباره اومدم که شروع کنم به نوشتن البته این بار با یه موضوع دیگه و به خاطر کسی که دوسش دارم
خیلی دوست داشتم اولین جشن تولد وبم و دومین جشن تولد خودمو اینجا بگیرم ولی نشد
خلاصه اینکه نمی خواستم دیگه ادامه بدم الانم اگه اومدم فقط و فقط واسه کسیه که دوسش دارم
اومدم ازش خواهش کنم از پیشم نره،ماله من بمونه
دنی مرد!!!
دنی مرد واسه روح کثیفش صلوات!
اینم ترانه نوشته ی این هفته یکی از دوستان آهنگ ملاقات رو خواسته بود که ایشالاه وسط هفته میذارم
بی خوابی
تو نیستی و شب اومده بدون تو حالم بده دوباره به سرم زده
بی خوابی
بیا ببین شکستمو کاشکی بگیری دستمو گرفته جونه خسته مو
بی تابی
نبودنت مصیبت یه ترس بی نهایته منو گرفته وحشته
تنهایی
آشفتگیه تو صدام کاشکی خودتو بذاری جام فقط همین مونده برام
رسوایی
زجری که بی تو می کشم کشنده ست
مثه خوره تو جونه لحظه هامه
رفتنت از پیشه من مثه یه انتقامه
یه عالمه فکر وخیال منفی
نبودنت سوژه ی ترسیدنه
این که نشد زندگی،مرگو به چشم دیدنه
میون تاریکیه این لحظه ها،من توی دنیای خودم اسیرم
با غصه ی رفتنت تا حد مرگ میرم
تو نیستی و شب اومده بدون تو حالم بده دوباره به سرم زده
بی خوابی
بیا ببین شکستمو کاشکی بگیری دستمو گرفته جونه خسته مو
بی تابی
نبودنت مصیبت یه ترس بی نهایته منو گرفته وحشته
تنهایی
آشفتگیه تو صدام کاشکی خودتو بذاری جام فقط همین مونده برام
رسوایی
یه فرصته دوباره از تو می خوام
یه فرصته کوچیکو عاشقونه
برای من تو دلت
کاشکی یه جای بخششی بمون
کاشکی یه جای بخششی بمون
دوباره دل رو می بُره تیزیه ترسو دلهره دوباره غصه می خوره این
عاشق
این روزگار شرم آور لحظه به لحظه بدتره بی تو به سختی می گذره با
هق هق
تو نیستی و شب اومده بدون تو حالم بده دوباره به سرم زده
بی خوابی
بیا ببین شکستمو کاشکی بگیری دستمو گرفته جونه خسته مو
بی تابی
نبودنت مصیبت یه ترس بی نهایته منو گرفته وحشته
تنهایی
آشفتگیه تو صدام کاشکی خودتو بذاری جام فقط همین مونده برام
رسوایی
سلام به دوستان گل خودم که اومدن به وبم
یه ترانه نوشته ی جدید گذاشتم واسه طرفدارای گل کامران و هومن
آهنگ زیبای مگه فرشته هم بده رو به خوانندگی کامران و هومن و ابی واستون گذاشتم.امیدوارم خوشتون بیاد
آهنگ هفته ی بعد هم آهنگیه از منصور به نام بی خوابی
ایشالاه شنبه ی هفته ی بعد
مگه فرشته هم بده؟!
میگن دستای پاک تو مهمون دستای دیگه ست
میگن نگات پیشه منه اما دلت جای دیگه ست
میگن دروغ بوده که تو تا آخرش ماله منی
چشمای رنگ عسلت دنبال چشمای دیگه ست
آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم می تونه بد باشه،مگه فرشته هم بده؟!
با شب و مهتاب شنیدم این روزا خلوت می کنی
میگن تو خواب و رویاهات خورشید و دعوت می کنی
چرا دستای عاشقت رنگ تابستون نمیشه
وقتی که نیستم اون چشات خونه ی بارون نمیشه
میون راهت نکنه قلبتو دادی به کسی؟!
اون کیه که به جای من شبا براش دلواپسی؟!
تو اهله آسمونایی،اون آسمونای بلند
فرشته ی آرزوهام به گریه هام نخند
آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟!
آدم می تونه بد باشه،مگه فرشته هم بده؟!
باید تو رو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی
باید تو رو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من می تونه ارومت کنه؟
اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه؟
دلگیرم از این شهر سرد
این کوچه های بی عبور
وقتی به من فکر میکنی حس می کنم از راه دور
آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره
عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می پره
باید تورو پیدا کنم هر ورز تنها تر نشی
راضی به با من بودنت،حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه پرواز مو پر پر کنی
محکم بگیرم دست تو احساسمو باور کنی
پیدات کنم حتی پرواز مو پر پر کنی
محکم بگیرم دست تو احساسمو باور کنی
باید تو رو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
باید تورو پیدا کنم هر ورز تنها تر نشی
راضی به با من بودنت،حتی از این کمتر نشی
باز دوباره تنهایی و شب و سکوتت
باز دوباره یاد تو و غم نبودت
باز دوباره بهت می گم تنهام گذاشتی
رفتی و این بغض و توی صدام گذاشتی
می خوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه
می خوام بهت بگم نرو نرو مگه چی میشه؟
بعدِ تو پرسه میزنم شبای سرد و خسته رو
تو رفتی و من آهسته پشت سرت گفتم نرو
نرو
(رپ)
می خوام تموم کنم این قصه ی تلخُ با تو
می دونی چقده فاصله ی قلبم تا تو؟!
منو تو باز هر دو شدیم دچار درد
نگاه سرد به رنگ پاییز زرد
اگه بهت گفتم برو چون که بریدم
ذره ذره آب شدم به آخر رسیدم
اتیشم زدی منو کشتی صد بار
بسه دیگه برو دست از سرم بردار
چند روزه سوال اینه خوره روحمو می خوره
بعدِ من کی میاد دلم از دلهره پره
داد زدم رو به آسمون که بی جواب بود
فهمیدم که دیگه کمک واسم ندار سود
اما خواستم بمونم به لب رسید جونم
من از جونم گذاشتم تا تو باشی تو خونم
دیگه چیزی نداشتم بگم از دست دادم
بازم گفتم خدایا تو برس به دادم
می خوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه
می خوام بهت بگم نرو نرو مگه چی میشه؟
بعدِ تو پرسه میزنم شبای سرد و خسته رو
تو رفتی و من آهسته پشت سرت گفتم نرو
نرو
(رپ)
چشامو می بندم ولی چیزی نیست به یادم
به یادم میارم چه ساده دادی به بادم
ببین چه شادم که گفتی تا تهش باهاتم
فقط اومدی دچارم کنی به درد و ماتم؟!
شمع عشقم به دست کی ساده خاموش شد؟!
شاید باد اومد عشق مثلِ نور فانوس شد
وقتی یادم میاد اشک و التماس چشات
دیوانه وار میگریم واسه دوری نگات
برات می ساختم از جهنم زشتم،بهشت
دستات تو دستام بوده بی خیالِ سرنوشت
به یاد او روزایی که بودیم خوش خرم
که تو رو با خودم تا اوجِ ابرا می بردم
حتی نشد با سنگ صبوریم دردا رو نگفت
چرا که قلبم اسیر بند تو بود
پس خاطراتو نبر بذار واسم یادگاری
بهونه ی اشکام باشه تو شبای بی قراری
دل بکن از منو عشقم بذار دستامون جداشن
سهم من شبایی تاریک سهم تو فردایی روشن
مجبورم نکن بگم که بی تو هیچ حسی ندارم
آخه این دروغ اما دیگه چاره ای ندارم
تو بدون تا آخر عمر از دلم نمی ری هرگز
نمی خواد که سخت بگیری خیلی ساده
خداحافظ!!!!خداحافظ!!!
نخواستم
نخواستم با غم بسازی,نخواستم هيچی نگی
نخواستم درد دلت رو ديگه با هيچکی نگی
آخه عشقت باری نيست
تو زندون من نمون حالا که فکر رفتنی
ديگه از موندن نخون
تا ديدم می خوای بری دلم راه تو سد نکرد
برو فردام ماله تو ديگه اينجا برنگرد
بدون من بعد من دل تو هرجا,جا نذار
غم با من بودنُ تا مِن بعد يادت نيار
اگه شونت تکيه گاهم,پس چرا من تنها شدم؟
چرا هر لحظم هميشه
منم تنها با خودم
يه تصوير از عکس چشمات روی ديوارِ دلم
چقدر غصهَ م خنده دارِ
چقدر بيکارِ دلم!

خدا لعنتت کنه!!!!
کاشکی می شد دو باره بچه می شدم
کاشکی می شد دو باره کلاس اول ثبت نام کرد
کاشکی می شد دو باره برای دوری مادر از کنارم گریه کرد
کاشکی می شد دو باره مثل بچگی گل بازی کرد
کاشکی می شد یواشکی از مادر بعضی چیزا کش رفت
کاشکی می شد دوباره هم کلاسیمو اذیت کرد
کاشکی می شد دو باره کلاس را به هم ریخت
کاشکی می شد شب و از روز جدا کرد
کاشکی می شد روح را از تن جدا کرد
کاشکی می شد نور از ستاره گرفت
کاشکی می شد درد از درد مند گرفت
کاشکی می شد سبز از سبزی گرفت
كاشكي مي شد اشک را از گریه گرفت
کاشکی می شد خنده را از لب گرفت
کاشکی می شد تاریکی رو از شب گرفت
کاشکی می شد نرمی را از مخمل گرفت
کاشکی می شد وزیدن را از باد گرفت
کاشکی می شد قطره را از آب گرفت
کاشکی می شد سرخی را از غروب گرفت
کاشکی می شد ناله را از گرگ گرفت
کاشکی می شد سفیدی را از برف گرفت
کاشکی می شد دعا را از عابد گرفت
کاشکی می شد گرما را از آتش گرفت
کاشکی می شد غم رو از مادر گرفت
کاشکی می شد رفتن رو از رود گرفت
کاشکی می شد آبی را از دریا گرفت
کاشکی می شد خستگی را از عابر گرفت
کاشکی می شد زیبای را از طاوس گرفت
کاشکی می شد لطافت را از گل گرفت
کاشکی می شد ار تفاع از آبشار گرفت
کاشکی می شد بره را از مادر گرفت
کاشکی می شد دل از را دلبر گرفت
کاشکی می شد هارون رو از موسی گرفت
کاشکی می شد اشک را از مهتاب گرفت
کاشکی می شد عشق رو از عاشق گرفت
کاشکی می شد جنگ رو از دنیا گرفت
کاشکی می شد بلندی رو از کوه گرفت
کاشکی می شد معنی رو از لغت گرفت
کاشکی می شد موج را از دریا گرفت
کاشکی می شد های را از هوی گرفت
کاشکی می شد عصا رو از نابینا گرفت
کاشکی می شد غم و از دلها گرفت
کاشکی می شد خواب رو از چشم گرفت
کاشکی می شد حاجت و از حاجتمند گرفت
کاشکی می شد شیرینی رو از نبات گرفت
کاشکی می شد خاک را از زمین گرفت
دست تو تو دست من بود
دلت اما يه جاي ديگه
تو خودت خبر نداري
اما چشمات اينو ميگه
مدتي بود حس مي كردم
كه دلت يه جا اسيره
پشت پا زدي به بختت
كي واست جز من ميميره
تو ميگي يه وقت و گاهي
پيش مياد يه اشتباهي
نه ديگه ديگه نميشه
واسه تو نمونده راهي
ديگه ديدن هم مهاله
ديگه برگشتن خياله
سزاي كارت همينه
دل از اون نگات بي زاره
تو ميگي يه وقت و گاهي
پيش مياد يه اشتباهي
نه ديگه ديگه نميشه
واسه تو نمونده راهي


