دست تو تو دست من بود
دلت اما يه جاي ديگه
تو خودت خبر نداري
اما چشمات اينو ميگه
مدتي بود حس مي كردم
كه دلت يه جا اسيره
پشت پا زدي به بختت
كي واست جز من ميميره
تو ميگي يه وقت و گاهي
پيش مياد يه اشتباهي
نه ديگه ديگه نميشه
واسه تو نمونده راهي
ديگه ديدن هم مهاله
ديگه برگشتن خياله
سزاي كارت همينه
دل از اون نگات بي زاره
تو ميگي يه وقت و گاهي
پيش مياد يه اشتباهي
نه ديگه ديگه نميشه
واسه تو نمونده راهي
امروز ۲۹ مهر تولد من و خواهر کوچولومه!
امروز شدم ۱۷ ساله!
یعنی ۱۷ سال از زندگیم گذشت با همه ی خوبی ها و بدی ها!
واسه اولین باره که یه جشن اینترنتی می گیرم!
از همه ی دوستان گلم هم که تا این موقع به یادم بودن ممنونم!آقا مسعود.مژده ی گلم.مریم خانومه گل!سحر عزیزم!و خیلی های دیگه که شاید اسمشون رو یادم نیست الان!
بازم تشکر می کنم از همه ی دوستان گلم که تو این چند وقت منو فراموش نمی کردن و میومدن پیشم و انگیزه می دادن به من واسه ادامه ی کار!
امروز گفتم هم روز تولد منه هم خواهر کوچولوم که الان رفته مسافرت و خیلی بهش خوش می گذره میدونه که خیلی دوسش دارم!
دلم واسش تنگ شده خدا کنه زود بیاد!
خیلی حرف داشتم ولی یادم رفت همشون!
همین که اومدین و نشون دادین که به یادم هستین واسم کلی ارزش داشت!امیدوارم آخریش نباشه و ساله دیگه هم بتونم همچین روزی رو تجربه کنم!

سلام ای بی وفا ، ای بی ترحم
سلام ای خنجر حرفهای مردم
سلام ای آشنا با رنگ خونم
سلام ای دشمن زیبای جونم
بازم نامه میدم با سطر قرمز
آخه اینبار شده من با تو هرگز!
نمیخوام حالتو حتی بدونم
تعجب میکنی ؟ آره همونم
همونی که زمونی قلبشو باخت
همونی که قلبش بر تو پرداخت
همونی که برات هر لحظه میمرد
که ذکر نام تو بی جون نمی برد
همونم که میگفتم نازنینم
بمیرم اما اشکاتو نبینم
همونی که دست تو مهر لباش بود
اگر زانو نمیزد غم باهاش بود
حالا آروم نشستم روی زانوم
ولی دیگه گذشت اون حرفا، خانم
تعجب میکنی ؟ آره عجیبه
میخوام دورشم ازت خیلی، غریبه
خیال کردی همیشه زیر پاتم
با این نامردیات بازم باهاتم
برات کافی نبود حتی جوونیم
تموم شد، آره گم شد مهربونیم
دیگه هرچی کشیدم بسه دختر
نمیبینیم همو این خوبه بهتر
دیگه بسه برام هرچی کشیدم
فریبی بود که من از تو ندیدم؟
دروغی هست نگفته مونده باشه؟
کسی هست تو خیال تو نباشه؟
عجب حتی دریغ از یک محبت
دریغ از یه سر سوزن صداقت
دریغ از یه نگاه عاشقونه
دریغ از یه سلام بی بهونه
نه، نفرینت چرا؟ این رسم ما نیست
اگر چه این چیزا درد شما نیست
گل بینا چرا اخمات تو هم شد
چیه؟ توهین به ذات محترم شد؟
دیگه کوتاه کنم با یه خدا حافظ
که عشق ما رسید به حد هرگز....
یه عکس خوب هم از بازی نتونستم گیر بیارم آخه سایت استقلال رو هک کردن!

در ضمن بی جنبه بازی هم حدی داره آخه صندلی واسه خوردنه؟دوستان قرمز؟صندلی رو از جا می کنی که چی؟خیابانی رو فحش می دی واسه چی؟می خوای تیمت گل بزنه؟گل زد نوش جانتون!ولی این فوتبال حرفه ای نیست !
و اما داوری:فکر کنم همتون آقای هوشنگ نصیرزاده رو بشناسین(کارشناس داوری)
این کاشناس عزیز درمورد داوری اینجوری گفت:حرکت مهدی واعظی بر روی ارش برهانی کاملا پنالتی بوده!آفساید ارش برهانی در نیمه ی اول به اشتباه گرفته شده و یه موقعیت تک به تک رو گرفته از تیم استقلال!پیروز قربانی باید با کارت زرد دوم جریمه شده و از بازی اخراج می شده چون با یه شیرجه توپ رو با دست از علی کرمی می گیره!ابراهیم توره باید در نیمه ی دوم یه کارت زرد می گرفته به دلیل اینکه روی دست طالب لو توپ رو با دست زده!در ضمن کارت زرد ایوان پتروویچ هم به درستی داده شده چون قصد فریب داور رو داشته!اینم از داور خارجی!حیف داورای خودمون نیست؟
عید سعید فطر بر همه ی دوستان گلم مبارک
ماه رمضون امسال خیلی زود گذشت یعنی فعلا تموم روزام زود می گذره تازه راحتی رو دارم تجربه می کنم خدا رو شکر فقط می خوام سال ۸۷ هر چه زودتر تموم بشه
دوستتون دارم خیلی زیاد از نظراتون هم خیلی ممنونم
نمي دونم تا حالا شده از ته دل دلت واسه خودت بسوزه واسه اينکه چقدر در حقت بدي کردن سر کارت گذاشتن!با احساساتت بازي کرده باشن!خيلي سخته!
هميشه سعي کن به دوستت يا فرقي نمي کنه به عشقت اونقدر وابسته نشي که به خاطره کوچيک ترين اشتباهش از دستش دلگير بشي يا حتي نتوني ديگه ببخشيش!
خيلي زيبا نوشتي
حرفايي که هميشه تو دلم بود ولي نميدونستم چه جوري به زبون بيارم !
اگه عشقت پاک بود واسه چي بدبختيه اونو ميخواي؟
منم مثل تو عاشق بودم يه زماني
بدجوري بد کرد با من !
از خدا خواستم خدايا ...!
بعد از سه ماه به پام افتاد
از جايي فهميده بود که نفرينش کردم
زندگيش به هم ريخته بود !
وقتي ديدم اينجوري از من ميخواد ببخشمش دلم براش سوخت !
تازه اوون موقع فهميدم که چقدر آدم کمي بود که هم عشق منو نفهميد هم اينکه خدا اوونو این جوری تو این دنیا عذابش دادو حتی لیاقت اینو نداشت که عذابش و بذاره واسه اوون دنیا
دست به طلا میزد خاک میشد
بخشیدمش
منی که به خاطر اون جلو کس و ناکس کوچیک شده بودم و دوست داشتم سر به تنش نباشه بخشیدمش
الان هم همیشه بعد از نمازم واسش دعا میکنم !
که خدا به راه راست هدایتش کنه که یه ذره درک و شعور بهش بده که ...
سرتو به درد اوردم
شرمنده ام
فقط خواستم بگم تو هم ببخشش
اگه واقعا عشقت بوده باید ببخشیش
این خواهشو از آبجیت قبول کن!
وبلاگ زیبایی داری
منم وبلاگ داشتم
به خاطر نامردی ها تعطیلش کردم
موفق باشی ...
حالا جواب منو بشنوین:عشق من پاک بود ولی عشق اون نه به خاطر همین بدبختی شو می خوام منو به بازی گرفتن به خاطر این میگم به بازی گرفتن چون دو نفر بودن!یه مادر دختر که واسه رسیدن به اهدافشون منو بازی دادن ولی تلافی کاراشون رو درمیارم!اگه بیاد به پام هم بیفته نمی بخشمش چون دلیلی واسه بخشش وجود نداره!ولی اون روزی رو می خوام که پشیمون باشه بیاد بگه معذرت بهش بخندم بگم دیر اومدی اون دانیال دیگه مرد!
منم بعد از نماز دعا می کنم واسش ولی واسه ی بدبختیش!من وبلاگمو تعطیل نمی کنم واسه خودم می نویسم!

خیلی سخته
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره

اگر روزي تهديدت كردند ، بدان در برابرت ناتوانند !
اگر روزي خيانت ديدي ، بدان قيمتت بالاست !
اگر روزي تركت كردند ، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد ...


باید آخر من به این بیگانگی عادت کنم عادت کنم عادت کنم
آشنایی کو، که جان در پای مهرش افکنم
آتش عشقی چه شد تا من بر آن دامن زنم دامن زنم دامن زنم
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
***
لحظه ها را می کشم با روز و شب کاری ندارم
با همه بیگانه ام جز غصه غمخواری ندارم
می روم تا عاقبت دیوانه ای پیدا شود
همزبون این دل شوریده رسوا شود
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
***
تا تو بودی زندگی سرشار از لطف و صفا بود
این دل دیوونه با لطف و وفایت آشنا بود
گر چه بی تو زندگی آهنگ زیبایی ندارد
می روم چون عشق من در قلب تو جایی ندارد
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیده و به جاش یک زخم
همیشگی رو قلبت هدیه داده زل بزنی، به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت شی
حس کنی که هنوز هم دوستش داری
چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار
غرورش همه وجودت له شده
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام
نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور بشی
بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و
اونوقت آروم زیر لب بگی
گل من باغچه نو مبارک




گل اگر خار نداشت
دل اگر بي غم بود
اگر از بهر پرستو قفسي تنگ نبود
زندگي.. عشق.. اسارت..همه بي معنا بود
.jpg)











